تبليغاتX

!!!!منبع کدهای آهنگ وبلاگ کلیک کنید!!!!!< >

و خداوند عشق را آفرید

و خداوند عشق را آفرید
چیزی بگو اگرچه از سنگ من از سکوت می ترسم


خلوتم را نشكن

شايد اين خلوت من كوچ كند

به شب پروانه

به صداي نفس شهنامه

به طلوع اخرين افسانه

و غروبي كه در ان

نقش ديوانگي يك عاشق

بر سر ديواري پيدا شد.

خلوتم را نشكن

خلوتم بس دور است

ز هواي دل معشوق سهند

خلوتم راه درازي ست ميان من و تو

خلوتم مرواريد است به دست صياد

خلوتم تير وكماني ست به دست ارش

خلوتم راه رسيدن به خداست

خلوتم را نشكن

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 23:51 توسط یاسمن و مهرداد |


کافی نیست

 

کافی نیست

 

این ابر

 

برای پر کردن تنهایی کویر ...

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 23:37 توسط یاسمن و مهرداد |


و آنجا که عشق فرمان میدهد

                                         محال سر تسلیم فرو می آورد

 

 این چشم غریبه کیست پیدا شده است            بیچـاره دلــم غــریق رویا شــده است

 حس ششم عشــق به من مـی گویـــد             پای تـو به خانـه ی دلم وا شده است

 

     دوستي يك اتفاق است ،جدايي يك قانون ،جدايي مرگ است مرگ بهترين دليل براي جدایي

 

    من از تو دل نمی برم اگر چه از تو دلخورم           اگر چه گفتـه ای تو را به خاطــرات بسپـرم

    هنــوز هم خیــال کـن کنـار تو نشسـته ام           منی که در جوانیم به خاطرت شکسته ام

        تو در سراب آینــه شبـانه خنــده می کنـی           من شکست داده را خودت برنده می کنی    

 

خـدايا اگـر تو درد عاشـقـي را ميـکشيـدي

تـو هم زهرجدايي را به تلخـي ميچـشيدي

اگـر چـون مـن به مــرگ آرزوهـا ميـرسـيـدي

پشيمان ميشدي از اينکه عشق را آفريـدي

 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟       گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي...

 سـوخت پـروانـه ولي خـوب جـوابـش را داد       گفت طولي نکشد تو نیز خـاموش شوي

 

آخـر از عـشـق تـو سـاکـن در کـلیسـا مـی شــوم

مـی کشم دست از مسلمانی مسـیحا می شوم

 یـا لـبـــاس عــاشـقـــی را از تـنـــم بـیـــرون کـنـیــد

یـا کـه مـن خاکـسـتـــر کـوی رفـیـقــان مـی شــوم

 

خداوندا اگر روزي بشر گردي... زحال ما خبر گردي...

پشيمان مي شوي از قصه خلقت... از اين بودن، از اين بدعت...

خداوندا تو مي داني که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است...

چـه زجـري مي کشد آن کـس که انسـان اسـت و از احـسـاس سـرشـار است...

(دكتر علي شريعتي)

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 14:7 توسط یاسمن و مهرداد |


به یاد داشته باش..

هرگاه دفتر محبت را ورق زدی

و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس کردی

و هر گاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی

برای یکبار در گوشه ای از ذهن خود

نه به زبان بلکه از ته قلب نازنینت بگو...........

یادت بخیر...........

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 13:40 توسط یاسمن و مهرداد |