تبليغاتX

!!!!منبع کدهای آهنگ وبلاگ کلیک کنید!!!!!< >

و خداوند عشق را آفرید

و خداوند عشق را آفرید
چیزی بگو اگرچه از سنگ من از سکوت می ترسم


+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 13:58 توسط یاسمن و مهرداد |


only for youuuuuuuuu

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 15:52 توسط یاسمن و مهرداد |


عشق يعني تا ابر آبي شدن

لحظه اي شفاف و مهتابي شدن

عشق يعني قطره بودن سوختن

عشق يعني راهي دريا شدن

عشق يعني لحظه اي خنديدن

سالها اشك ندامت ريختن

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 13:50 توسط یاسمن و مهرداد |


+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 13:45 توسط یاسمن و مهرداد |


+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 13:39 توسط یاسمن و مهرداد |


ایینه پرسید که چرا دیر کرده است ؟

نکند دل دیگری او را اسیر کرده است

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است

تنها دقایقی چند تاخیر کرده است

گفتم امروز هوا سرد بوده است

شاید موعد قرار تغییر کرده است

خندید به سادگیم ایینه و گفت

احساس پاک تو را زنجیر کرده است

گفتم از عشق من چنین سخن مگوی

گفت: خوابی او سالها دیر کرده است

در ایینه به خود نگاه میکنم

اه، عشق تو عجیب مرا پیر کرده است

راست گفت ایینه که منتظر نباش

او برای همیشه دیر کرده است......!!

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 13:37 توسط یاسمن و مهرداد |


 

 از تنهایی درد غربت را به خود گرفتم

غریبه بودم ...

همه می دانند غریبه یعنی چه ... یعنی می اید و می رود

بدون اینکه بدانی کیست ؟

دلم اشنای عشق شده بود ...

نمی دانستم که در این شهر دور افتاده

با کوچه های بغض گرفته اش نباید ماند ...

باید رفت .... ولی ماندم ...

و اینک در غمگین ترین لحظه های زندگیم ،

به سوگ قلب پریشانم نشسته ام .

دلم می خواهد غوغای درونم را فریاد بزنم .

ولی کسی با من همدردی نمی کند

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 13:27 توسط یاسمن و مهرداد |