تبليغاتX

!!!!منبع کدهای آهنگ وبلاگ کلیک کنید!!!!!< >

و خداوند عشق را آفرید

و خداوند عشق را آفرید
چیزی بگو اگرچه از سنگ من از سکوت می ترسم


آمدی اما خیلی دیر.سخن عشق را گفتی اما خیلی دیر.هر  چه 

منتظرت ماندم نیامدی حالا که رفتم به یادم افتادی و  آمدی  اما

خیلی دیر.چه خوب بودم و چه بد من را از دست دادی.افسوس.

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 14:36 توسط یاسمن و مهرداد |


 

دوستت دارم

 

دوستت دارم'' به چه زبونی بگم؟؟؟؟؟؟

 

به زبان ایتالیایی : Ti Amo

 

به زبان یونانی : S'ayapo philo Su

 

به زبان روسی : Ya vas liubli

 

به زبان پرتقالی : Amo - te

 

به زبان فارسی : Dooset Daram

 

به زبان آلمانی : Ich liebe dich

 

به زبان اسپانیایی : Te quiero

 

به زبان سوئدی : Jag a Iskan dig

 

به زبان هندی : Mai tujhe pyaar kartha ho

 

به زبان فرانسه : Je t'aime

 

به زبان ارمنی : Jiroum em kez

 

به زبان انگلیسی : I Love You

 

به زبان ترکی : Seni seviyo rum

 

به زبان دانمارکی : Jeg elsker dig

 

به زبان چینی : Mi tuzya var ruem karata

 

به زبان سوئیسی : Cha'ha di ga''rn

 

به زبان برزیلی : Eu te arno

 

به زبان هلندی : Ik hou van jou

+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387 12:25 توسط یاسمن و مهرداد |


کفشهای گلی

یادمه وقتی به هم رسیدیم
 
تو زمینی بودی و هم رنگ خاک
 
من آسمونی بودم و هم سازه باد
 
تو به من راه رفتن با کفشهای گلی روی اسفالت رو یاد دادی و
 
 پرواز را از من آموختی.......هر چند نیمه کاره
 
روزی بالهایم را برای تجربه کردن آغوش آسمان قرض گرفتی و
 
 جاش قول دادی کفشهایت را به من
 
بدهی! .......و پریدی
 
بال زدی و بال زدی
 
اوج گرفتیی
 
بالا و بالا تر...دورترو دور تر و دیگر دیده نشدی
 
تو انقدر ذوق پرواز را داشتی که یادت رفت کفشهایت را درآوری
 
ومن وقتی به خودم آمدم پابرهنه چشم به راه برگشتنت
 
 ایستاده بودم روی جاده.....روزها گذشت و تو بر نگشتی
 
چون راهه برگشت را درآغوش
 
آسمان گم کرده بودی........آخه میدونی!! تو هیچ وقت درس
 
 پرواز را خوب یاد نگرفتی
 
و من دلسوزانه از این پایین با حداکثر توانم آخرین درس پرواز را
 
 هم برایت فریاد زدم شاید بشنوی
 
مواظب باش با کفشهایه گلییت آسمان را
 
 کثیف نکنی
 
و آن وقت بدون بالهایم و کفشهایت روی اسفالت راه زمینیم را
 
 آغاز کردم

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 18:56 توسط یاسمن و مهرداد |


با زی

ما هر دو برای هم چشم میذاریم و قایم میشیم از هم



من با چشمای بسته از روی صدا ی قلبم دنبالت میگردم



و تو با چشمای با ز بدون صدا ی قلبت سعی میکنی پیدام کنی



و و قتی هم دیگه ر و پیدا میکنیم



من با قلبم عاشق میشم و تو با چشمات.......و این میشه قانون بازی ِ ما

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387 18:54 توسط یاسمن و مهرداد |